سفری در عقل، ایمان و حقیقت

راهی برای کاوش از الف تا ی

نقشه راهی منطقی و گام‌به‌گام برای فهم آموزه‌های اسلام با عقل، وضوح و هدف.

ولایت

امت بعد از رحلت پیامبر(ص)

خلاصه

رویکرد امامیه بر این باور است که آنچه پس از رحلت پیامبر (ص) رخ داد، صرفاً یک اختلاف سیاسی نبود، بلکه آزمونی برای امت در پایبندی به نص و فرمان بود. السقیفه و هیئت شما و خشم حضرت زهرا (سلام الله علیها) نشان دهنده محرومیت از سلسله امامت الهی به نمایندگی از حضرت علی (علیه السلام) است.

مقدمه: ماهیت تعارض: تعهد قانونی یا رقابت سیاسی؟

دعوای شیعه و سنی، در اصل، صرفاً یک اختلاف فقهی ثانویه نبود. بلکه اختلاف اساسی بر سر اولین سؤال حیاتی پس از رحلت پیامبر (ص) بود: آیا امت بدون شبان و پیامی که راهش را هدایت کند، باقی ماند یا خط رسالت از طریق یک قرار معصوم الهی ادامه یافت؟

در اینجا باید تأکید کرد که بحث امامت علی (علیه السلام) یک بحث خودسرانه یا سطحی شبیه بحث بر سر اینکه چه کسی حق پیروزی در انتخابات سیاسی یک کشور را دارد، نیست، بلکه یک بحث عقیدتی عمیق و سرنوشت ساز است که بر سر این است که چه کسانی به احکام الهی و نصوص نبوی پایبند بوده اند و چه کسانی به آن عمل نکرده اند. این تعهد یا فقدان آن منجر به درک کاملاً متفاوتی از کل دین می شود. التزام به سلسله عترت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) همان چیزی است که طهارت اعتقادی را حفظ کرد، در حالی که انحراف از مسیر آنها موجب پیدایش انحرافات جدی اعتقادی در فهم دین و در منشأ توحید و صفات الهی شد.

بنابراین، سوله تنها یک «صندوق رأی» نبود که در نتیجه اشتباه کند، بلکه سرآغاز انحراف از صراط مستقیمی بود که خداوند متعال و رسولش (ص) ترسیم کردند.


1. متن و مدرک قبل از ریختن

شیعیان مشروعیت امامت امیرالمؤمنین (علیه السلام) را از طریق سیستم متون مکرر ثبت شده در تمام کتب مهم مسلمانان از جمله:

1. حدیث غدیر و اولویت عمل

پیامبر(ص) خطاب به انبوه زائران فرمود:

هر که من مولای او هستم، علی مولای اوست.

منبع: ترمذی (209–279ق / 824–892 م)، سنن الترمذی، کتاب المناقب، باب فضایل علی بن ابی طالب علیه السلام، شماره 3713.

در روایت احمد بن حنبل (164-241ق / 780-855م) مقدمه واجب که ولایت و مالکیت مطلق تصرف را ایجاد می کند، به وضوح ظاهر می شود، چنان که پیامبر (ص) ابتدا پرسید:

«آیا من برای مؤمنان از خود آنان سزاوارتر نیستم؟»

گفتند: بله. او گفت:

«خدایا هر که من مولای او هستم، علی مولای اوست».

منبع: احمد بن حنبل، مسند احمد، مسند الکوفیین، حدیث البراء بن عازب (متوفی 72 ق / 691 م)، شماره 18507.

این ترتیب پایه اساسی استدلال است. قبل از کلمه «مولا» اولویت آمده بود: «من بر تو حق بیشتری دارم» که معنای محبت و حمایت عاطفی صرف را به ولایت مطلقه سیاسی و دینی منتقل می کند.

2. حدیث دو ثقلین و حجت معصوم

پیامبر اکرم (ص) از همراهی خانواده با قرآن برای گمراه نشدن آنها خبر داد و فرمود:

«من در میان شما دو چیز گرانبها می‌گذارم: کتاب خدا و اهل بیتم را، شما را در مورد اهل بیتم یاد خدا می‌کنم».

منبع: مسلم بن الحجاج (204-261ق / 820-875م)، صحیح مسلم، کتاب فضایل صحابه، باب فضایل علی بن ابی طالب علیه السلام، شماره 2408.

همراهی اهل بیت (علیه السلام) با قرآن کریم و شرط رهایی از گمراهی و التزام به آن دو، از نظر ذهنی حکایت از عصمت این حجت و تداوم آن پس از غیبت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) دارد که فرضیه امت مبنی بر ترک شورای سست را از بین می برد.

3. حدیث در مقام و جانشینی عام

پیامبر اکرم (ص) به امام علی (ع) فرمود:

تو برای من همانی هستی که هارون نسبت به موسی بود، جز اینکه بعد از من پیامبری نخواهد بود.

منبع: البخاری (194-256ق / 810-870م)، صحیح البخاری، کتاب فضایل صحابه، باب فضائل علی بن ابی طالب علیه السلام، شماره 3706; و مسلم، صحیح مسلم، کتاب فضایل صحابه، شماره 2404.

اهمیت در اینجا این است که هارون وزیر موسی و شریک در امور او و جانشین او در میان قومش در زمان غیبت او بود. استثناء نبوت به تنهایی در حدیث، همه آن مناصب و اختیارات را برای حضرت علی (علیه السلام) ثابت و پایدار نگه می دارد.


2. السقیفه و مجموعه «فتح» سیاسی

در حالی که جسد پیامبر (ص) خوابیده بود، سران مهاجرین و انصار در رقابتی خشمگین برای قدرت به سوی سقیفت بنی ساعده شتافتند. منابع تاریخی جزئیات این دیدار را به گونه ای نقل می کنند که خود مشروعیت آن را محکوم می کنند.

1. به رسمیت شناختن ظلم و ستم توسط عمر و عدم حضور شورا

بخاری خطبه عمر بن خطاب (40 ق.م - 23 ق / 584-644 م) را نقل کرده که در آن به وضوح وقوع طرد و رقابت سیاسی را بیان کرده است، آنجا که می گوید:

«انصار با ما مخالفت کردند و با خانواده‌های خود در سقیفه بنی ساعده جمع شدند و علی علیه‌السلام و زبیر و همراهان با ما مخالفت کردند و مهاجران نزد ابوبکر ماندند».

عمر در همان خطبه سخن معروف خود را گفت:

«بیعت با ابوبکر تنها یک بیعت بود و کامل شد، ولی خداوند آن را از شر آن حفظ کرد، پس هر کس به مانند آن بازگردد، او را بکش».

منبع: البخاری، صحیح البخاری، کتاب مجازاتها، باب رجم زن حامله برای زنا در صورت عقد، شماره 6830.

این متن سند قطعی شیعه محسوب می شود. عمر بیعت با ابوبکر (50 قبل از میلاد - 13 ق / 573 - 634 م) را “پیشرفت” یعنی یک رویداد ناگهانی بدون مشورت و مشورت توصیف می‌کند و برای هرکس که آن را تکرار کند حکم اعدام صادر می‌کند که این ادعا را باطل می‌کند.

2. ماهیت بحث علاقه محور و قبیله ای

در سقیفه به آیه و حدیثی که مربوط به مصلحت دینی امت باشد، استناد نشده است. بلکه درگیری حول محور قبیله گرایی بود. انصار از ترس انحصار قریش گفتند: از ما شهریار و از تو شهریاری است و مهاجرین استدلال کردند که اعراب فقط همین محله قریش را مدیونند.

این آشفتگی و درگیری که با استفاده از فرصت و بیعت با ابوبکر در انتظار حوادث به پایان رسید، صحنه ای از بحران سیاسی را آشکار می کند که در آن تقوا و نصایح همه جانبه غایب بود.


3. جرم عمده: رها کردن پیامبر (ص) بدون شستشو و دفن

یکی از تلخ ترین حقایق در وجدان تاریخی شیعه، صحنه پس از مرگ است. سران سوله رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را که ادعای همراهی و مقامش را داشتند، ترک کردند و به تصرف شاه شتافتند، در حالی که حضرت علی (علیه السلام) و بنی هاشم به سخنرانی های بزرگ مشغول بودند.

جسد شریف را امام علی (علیه السلام)، العباس بن عبدالمطلب (56 ق. - 32 ق / 568-653 م)، الفضل بن العباس (متوفی 18 ق / 639 م)، قثم بن العباس (د. 57 ق.م. - 7 هجری قمری / 7 هجری قمری)، قثم بن العباس (د 57 ق.م. - 7 هجری قمری / 6 هجری قمری / 7 هجری قمری) (م. ق / 615-674 م)، و شقران، بنده رسول خدا. الله (ص) (متوفی 23 ق / 644 م).

منبع: ابن سعد (230-168ق / 784-845م)، الطبقات الکبری، ذکر غسل رسول خدا (ص)، ج 1، ص 138. 2، ص. 277.

این دعوای سیاسی طولانی شد و تشییع پیکر پاک را به تاخیر انداخت. عایشه (9 قبل از میلاد – 58 ق / 613 – 678 م) نقل می‌کند:

ما نمی دانستیم که رسول خدا (ص) دفن شده است تا اینکه در نیمه شب چهارشنبه صدای نقشه بردار را شنیدیم.

منبع: احمد بن حنبل، مسند احمد، مسند النساء، حدیث عایشه، شماره 26353.

شیعیان با نارضایتی می پرسند: چه احترامی برای مقام نبوت و چه وفاداری به صحابه در روزها بدون دفن ماندن جسد مولای موجودات برای رفع مناصب؟ آیا اگر خلافت یک مشورت مشروع بود، آیا سزاوارترین و سزاوارترین مردم برای آن نبودند که خون او را بر دوش بگیرند و بدنش را بشویند و او را دفن کنند، مانند حضرت علی (علیه السلام) و خاندان پیامبر (صلی الله علیه و آله)؟


4. احتجاج امام علی و به رسمیت شناختن ظلم از سوی مرجعیت

سکوت امام علی (علیه السلام) رضایت نبود، بلکه برای حفظ بنیان اسلام از ارتداد و درگیری مسلحانه بود، اما ایشان صدای اعتراض خود را بلند کردند و ظلم خود را ثبت کردند.

بخاری نقل می کند که حضرت علی (علیه السلام) با ابوبکر رو در رو شد و به مشروعیت قدم آنها اعتراض کرد و به او فرمود:

«اما تو بر ما مسلط شدی و ما گمان کردیم که خویشاوندی ما با رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) سهمی دارد».

تا اینکه چشمان ابوبکر پر از اشک شد.

منبع: البخاری، صحیح البخاری، کتاب الفتوح، باب جنگ خیبر، شماره 4240.

این متن در معتبرترین کتب سنت ثابت می کند که امیرالمؤمنین (علیه السلام) با کلمه ظلم روبرو شد و حق خود را بر اساس خویشاوندی و نص تأیید کرد و بیعت آنان را در زمان حیات حضرت فاطمه (سلام الله علیها) از سال های 112-6 و 36 هجری قمری تحریم کرد. او تنها پس از مرگ او تحت فشار بیعت کرد و گزینه های سیاسی پیش روی او محدود شد.


5. ناهماهنگی و تناقض نظام ادعایی شورا

شیعیان شواهد ذهنی و تاریخی قاطعی را ارائه می‌کنند که با ردیابی سازوکار انتقال قدرت، تز شورا را باطل می‌کند، در جایی که تناقض آشکاری ظاهر می‌شود که فقدان نظام حقوقی خاصی را که مردم از آن پیروی می‌کردند، ثابت می‌کند:

  • ابوبکر: او از طریق “نفوذ” سوله به قدرت رسید و در غیاب بنی هاشم از فرصت استفاده کرد.
  • عمر بن الخطاب: او اصلاً مشورتی نیاورد، بلکه قراری صریح و مستقیم از ابوبکر در حالی که در بستر مرگ بود، در آنجا عهد خلافت را برای عمر نوشت و بر مردم تحمیل کرد.
  • ** عثمان بن عفان (47 ق. - 35 ق. / 576-656 م): ** از طریق نظام شش جانبه مشروط شورا آمد و در آنجا سن امر را به شش نفر محدود کرد و سازوکاری را ایجاد کرد که وزن قدرت را به نفع عثمان تضمین کرد با رای عبدالرحمن بن عوف (8-2-5 ه. وزن رأی، و تهدید به کشتن هر کسی که این شورای بخشنامه را نقض کند.

طبری (۲۲۴–۳۱۰ق/۸۳۹–۹۲۳م) در مورد جانشینی عمر می‌گوید:

«ابوبكر از جايگاه خود بر مردم نظارت كرد و گفت: آيا از هر كه بر شما جانشين كنم راضي هستيد؟» به خدا سوگند نه من تلاشی برای اظهار نظر کرده ام و نه خویشاوندی. من عمر بن خطاب را جانشین خود قرار دادم، پس سخنان او را بشنوید و از او اطاعت کنید. گفتند: شنیدیم و اطاعت کردیم.

منبع: الطبری، تاریخ الطبری، حوادث سال 13 هجری قمری، ج 1، ص 138. 3، ص. 429.

عمر در مجلس شش جانبه گفت:

«اگر به سه و سه راضی بودند، نظر یکی از آنها عبدالرحمن بن عوف را بگیرید و اگر مخالفت کردند بقیه را بکشید».

منبع: الطبری، تاریخ الطبری، ج 1، ص 138. 4، ص. 229; و ابن الاثیر (555–630ق / 1160–1233 م.)، الکامل فی التاریخ، ج 1، ص 138. 3، ص. 35.

در اینجا شیعیان یک سؤال اساسی را مطرح می کنند: اگر شورا یک اصل دینی بود که به آن پایبند بودند، پس چرا ابوبکر با تعیین عمر بدون بازگشت به ملت، آن را باطل کرد؟ اگر انتصاب و جانشینی فردی از نظر شرع جایز است، پس چرا تعیین علی (علیه السلام) که معصوم از بهشت ​​است برای رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) دشوار است؟ این تناقض، نادرستی تمام مدعیان شورا را ثابت می کند و بی احترامی آنها را حتی به منطقی که ادعا می کردند آشکار می کند.


6. مظلومیت الزهرا (سلام الله علیها)، فدک و توطئه محاصره اقتصادی.

مسئله فدک یک دعوای ملکی ساده نبود، بلکه یک تقابل سیاسی و اقتصادی با هدف محاصره حضرت علی (علیه السلام) و تضعیف جبهه آن حضرت بود، از طریق مصادره زمینی که در زمان حیات حضرت فاطمه (سلام الله علیها) به عنوان وصیت پدرش یا به عنوان ارث قانونی در دست حضرت فاطمه بود.

ابوبکر در جلوگیری از ارث با حدیثی که خود به تنهایی نقل کرده است، استدلال کرد و گفت:

«رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: ما چیزی را به ارث نمی بریم، هر چه بگذاریم صدقه است.

منبع: البخاری، صحیح البخاری، کتاب وجوب پنجم، باب وجوب پنجم، شماره 3093.

در مقابل این ممنوعیت، حضرت فاطمه (سلام الله علیها) برای نشان دادن نادرستی این ادعا که به وضوح با کتاب قاطع خدا و احکام وراثت قرآنی در تضاد است، حرکت کرد، لذا به مسجد رفت و در مقابل جمعیت خطبه فدکی خود را ایراد کرد.

حضرت زهرا (سلام الله علیها) آیات قرآن را برای رد این روایت تند کرد و در مذمت فرمود:

«آیا از روی عمد کتاب خدا را ترک کرده‌ای و آن را پشت سر گذاشته‌ای؟» چون می‌گوید: «و سلیمان از داوود ارث برد» و به نقل از روایت یحیی بن زکریا می‌گوید: «پس از جانب خود به من سرپرستی عطا کن که از من ارث ببرد و از پدرم کدام یک از خاندان خاصم را به ارث ببرد». یا می گویید: اهل دو دین از یکدیگر ارث نمی برند؟

منبع: ابوالفضل احمدبن ابی طاهر طیفور (204–280ق / 819–893م)، ارتباطات النساء، ص 138. 16; الطبرسی (468–548 ق / 1075–1153 م)، الاحتجاج، ج 1، ص 138. 1، ص. 102.

حضرت زهرا (سلام الله علیها) در خطبه خود روحیه انقلابی گری را که در بین مردم رواج یافته بود، آشکار کرد، با توجه به اینکه مصادره مال مباح و تکذیب ادعای او تعرض به طهارت خانه ای بود که قرآن در آن نازل شده بود، خانه اهل بیت علیهم السلام که خداوند طهارت را از آنان دور کرد.


7. جسارت منکر… رد شهادت معصومین و انکار وحی.

اصل دعوا در پرونده فدک و ارث، یک دعوای عادی قضایی نبود، بلکه تجسم جسارت حاکم بر انکار صدیقانی بود که خداوند در کتابش آنها را تطهیر کرده است. هنگامی که حضرت فاطمه الزهرا (سلام الله علیها) حق فدک خود را مطالبه کرد، ابوبکر با تکذیب مستقیم ادعای او و رد شهادت های قاطعی که ارائه کرد، کاملاً به مقام خود و مقام شهود نزد خدا و رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) بی اعتنا شد.

زمینه داستان و رد شاهدان

حضرت زهرا (سلام الله علیها) توضیح داد که فدک از آن اوست، زیرا رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در زمان حیات خود آن را به او بخشیده بود. ابوبکر او را باور نکرد و برای این هدیه دلیل و شاهد خواست. پس امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را برای شهادت آورد و دو نواده رسول خدا ائمه حسن (علیه السلام) و حسین (علیه السلام) و ام ایمن (متوفی حدود 24 ق / 64) را آورد.

اینجا شوک تاریخی بود. شهادت امام علی علیه السلام را به بهانه شوهر بودنش رد کردند و شهادت حسن علیه السلام و حسین علیه السلام را به این بهانه که فرزندان و فرزندان خردسال او هستند که شهادت مادرشان جایز نیست رد کردند.

  • منبع: ابوبکر احمد بن عبدالعزیز جوهری (متوفی 323 ق / 935 م)، السقیفه وفدک، ص 138. 103; و ابن ابی الحدید (586–656ق / 1190–1258 م.)، شرح نهج البلاغه، ج 1، ص 138. 16، ص. 274 به نقل از جوهری.

بحث و تحلیل اعتقادی

این اقدام ابوبکر و عمر صرفاً پاسخی به شهادت افراد عادی در دادگاه انسانی نبود، بلکه در واقع انکار آشکار خداوند متعال و رسول او (ص) بود.

  • نفی آیه تطهیر و عصمت زهرا (سلام الله علیها): حضرت فاطمه الزهرا (سلام الله علیها) به نص قرآن کریم از جمله کسانی است که خداوند در آیه تطهیر، نجاست را از آنان زدود و با تطهیر کامل آنها را پاک کرد:

«إِنَّ اللَّهَ أَنْ تَزَعْنَكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ تَزَيَّكُمْ لَكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ تَزَهِّمُونَ» (احزاب: 33).

هر کس فاطمه (سلام الله علیها) را انکار کند و از او شهادت بخواهد، گویا دروغ گفتن و مرتکب زشتی برای او جایز است و این انکار مستقیم اراده الهی و انکار کلام رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) است.

«فاطمه معشوقه زنان اهل بهشت است».

  • منبع: البخاری، صحیح البخاری، شماره 3714.

رد شهادت معیار حق امام علی علیه السلام:** شهادت او را به بهانه مصلحت شخصی رد کردند، هر چند پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود:

«علی با قرآن و قرآن با علی است، تا به حوض برنگردند از هم جدا نمی شوند».

منبع: الحکیم النایسبوری (321–405ق / 933–1014 م.)، المستدرک، ج 1، ص 138. 3، ص. 134.

پیامبر (ص) فرمود:

«خدایا عدل را به سوی علی به هر کجا که روی می‌آورد عطا کن».

منبع: الترمذی، سنن الترمذی، شماره 3714.

اگر حقیقت حول او بچرخد، چگونه شهادتش رد می شود؟

جواب شهادت دو سرور جوانان اهل بهشت حسن علیه السلام و حسین علیهماالسلام :** با نص مکرر نبوی استدلال کرده اند که آنها پسر و فرزند هستند:

«الحسن و الحسین سرور جوانان اهل بهشت هستند».

منبع: الترمذی، سنن الترمذی، شماره 3768.

اگر رسول خدا (ص) به برتری اهل بهشت شهادت دهد، دروغ و باطل در هیچ سنی نمی تواند وارد عرصه آنها شود.

این حادثه نشان می دهد که مردم بر اساس یک منطق حقوقی بی عیب و نقص حرکت نمی کردند، بلکه بر اساس منطق سیاسی حرکت می کردند. زیرا اقرار به حقانیت حضرت زهرا (سلام الله علیها) و شهود به معنای اقرار به حق مطلق آنها بر امامت مشروعه است.


8. فلسفه تاریخی دفن مخفیانه.. خشم الزهرا (سلام الله علیها) در نتیجه جنایت.

اصرار حضرت فاطمه الزهرا (سلام الله علیها) در وصیتش به امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (علیه السلام) مبنی بر اینکه در غروب شب مخفیانه دفن شود و محل قبرش در امان بماند و در تشییع جنازه او شرکت نکنند و یا حضرت ابوبکر و حضرت ابوبکر برنامه ریزی کرده باشند. حضرت زهرا (سلام الله علیها) با درایتی بسیار، مقامی قطعی را که فراتر از زمان است، ثبت کند و اثری تاریخی از خود به جای بگذارد که آیندگان و تاریخ پژوهان بتوانند از آن دلیل بپرسند: چرا دخت مکرمه ترین پیامبر را دفن کردند؟ (ص) پنهانی و قبرش با او می میرد؟

متن امر به دفن شبانه و نهی از حاکمان را تصریح کرده است

روایات در کتب مسلمانان در مورد اینکه حضرت علی (علیه السلام) در پاسخ به فرمان حضرت علی (علیه السلام) این دستور اکید را اجرا می کند، جمع شده است. بخاری نقل می کند:

«هنگام مرگ، شوهرش علی او را شبانه دفن کرد و ابوبکر او را نخواند و بر او نماز نخواند».

  • منبع: البخاری، صحیح البخاری، کتاب الفتوح، باب جنگ خیبر، شماره 4240.

ابن قتیبه دینوری (213-276ق/828-889م) نقل می کند که فاطمه (سلام الله علیها) به ابوبکر و عمر گفت:

«به خدا و فرشتگانش شهادت می‌دهم که شما مرا خشمگین کردید و من را راضی نکردید».

حضرت به علی علیه السلام فرمود:

«به شما امر می کنم که هیچ یک از کسانی که به من ظلم کردند شاهد تشییع جنازه من نباشند… و مرا شب هنگام که چشم ها آرام است و چشم ها خواب است، دفن کنید».

  • منبع: ابن قتیبه، امامت و سیاست، ج 1، ص 138. 1، صص 31-32.

تحلیل ذهنی و آزمایش تاریخی

در مواجهه با این خشم سرسام آور فاطمی و دفن پنهان در شب، بازپرس خود را با دو احتمال بدون احتمال سوم مواجه می‌بیند:

  • احتمال اول: اینکه حضرت فاطمه الزهرا (سلام الله علیها) خدای ناکرده در خشم خود موجه نبود و در اثر عاطفه انسانی از راه خود خارج شد و آنچه را که مال او نبود مطالبه کرد.

طرح این احتمال در اینجا از روی استدلال عقلی محض و برهان دیالکتیکی فرضی است، همچنان که خداوند متعال در کتاب قاطع خود شرط فرضی اقامه برهان و ابطال ادعای مخالفان را نشان داده است:

«قُلْ إِنَّ الرَّحْمِنُ أَوْلَ الرَّحْمِنُ فَا الْأَوْلِ الْعَبْدُونَ» (زخرف: 81) بگو: اگر خدای رحمان فرزندی دارد، من اولین نمازگزارم.

وجود فرزند برای الرحمن الرحیم منطقاً محال است، اما ذکر فرضیه و شرط در اینجا، طرف مقابل را به اقامه دلیل و اقامه دلیل محکم و رد ادعای خود وادار می کند.

همچنین فرض غیر صالح بودن حضرت زهرا (سلام الله علیها) فرضی نادرست و محال است که مورد ردّ قرآن قاطع و اجماع اسلامی است. خداوند متعال در آیه تطهیر به عصمت و طهارت او از هر نجاست شهادت داده است و هیچ مسلمانی در روی زمین نیست که شمول قاطع آیه فاطمه الزهرا (سلام الله علیها) را انکار کند. بنابراین، این احتمال با شواهد قاطع باطل می شود.

  • احتمال دوم: آن حضرت فاطمه الزهرا (سلام الله علیها) در خشم و ترک ابوبکر و عمر کاملاً بر حق بوده است. اگر با آیات و روایات مکرر به وضوح ثابت شود که حق با آنان است، با تشخیص قطعی تاریخی مواجه می شویم که اتفاق بزرگ و بزرگی رخ داده است و مرجع موجود مرتکب جنایت بزرگی شده است که خشم عده ای از برگزیدگان (علیه السلام) را ایجاب کرده است.

معادله معصوم و براندازی حقانیت

  • فاطمه (سلام الله علیها) در حالی از دنیا رفت که بر ابوبکر و عمر خشمگین بود و آنها را تا زمان مرگ رها کرد. منبع: البخاری، صحیح البخاری، شماره 4240. خشم فاطمه (سلام الله علیها) مانند خشم رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) است که فرمود:

«فاطمه پاره تن من است، پس هر که او را به خشم آورد مرا به خشم آورده است».

منبع: البخاری، صحیح البخاری، شماره 3714.

غضب رسول خدا (ص) مستلزم غضب و لعن خداوند متعال است. خداوند متعال فرمود:

«همانا کسانی که خدا و رسولش را آزار می دهند، لعنتشان کند در دنیا و آخرت» (احزاب: 57).

دفن شبانه و اختفای قبر، سند تاریخی ماندگاری است که حضرت زهرا (سلام الله علیها) در برابر نسل‌ها برجای گذاشت و بر هر جوینده حقیقت تأیید می‌کند که عصر سقیفه بر غصب انوار و انحراف امت بنا شده است.


9. قرائت قرآنی حادثه کودتا

شیعیان از وقوع این انحراف و دور زدن فرمان پیامبر تعجب نمی کنند. زیرا خود قرآن کریم به صراحت این احتمال را بیان کرده است و مسلمانان را از ارتداد سیاسی و عملی در صورت غیبت پیشوای پرورش دهنده برحذر داشته است.

تحقیق به قول خداوند متعال استناد می کند:

)و محمد رسولی بیش نیست. پیش از او نیز پیامبرانی از دنیا رفته اند. اما اگر بمیرد یا کشته شود، آیا به عقب برمی‌گردید و هر که به عقب برگردد، به خدا زیانی نمی‌رساند» (آل عمران: 144).

آیه روشن است که مصاحبت مورد ادعا وسیله الهی نیست که از انحراف جلوگیری کند و امت در برابر عود و برگشتن آسیب پذیر است. کودتا در اینجا کودتا علیه نظام الهی در اداره جامعه است و ثقل دوم یعنی خاندان پیامبر (صلی الله علیه و آله) را مستثنی می کند و محاسبات مصالح قبیله ای را بر نصوص بهشتی و اوامر خدا و رسولش (صلی الله علیه و آله و سلم) ترجیح می دهد.


خلاصه تحقیق و نتایج تفصیلی

از مجموع قرائن نقلی، تاریخی و عقلی بر می آید که ملتی که مرجع حاکم وقت خود نمایندگی می کرد، در اولین امتحان پس از غیبت پیامبر(ص) منحرف شد. مجلس شورایی که به عنوان دلیلی برای اثبات جانشینی ابوبکر، عمر و عثمان به کار می رود، یک تز نامنسجم و ابداع شده است. با «بی قانونی» ظالمانه ای آغاز شد که امام علی (علیه السلام) و بنی هاشم را کنار گذاشت، به «انتصاب» مستقیم عمر بن الخطاب تبدیل شد و با «هیئت هدایت شده» که عثمان را تحت تهدید اسلحه تحمیل کرد، پایان یافت.

این قیام بر نص و انتصاب الهی تنها یک اشتباه در اداره یک کشور نبود، بلکه نافرمانی واقعی بود که همه انحرافات اعتقادی و توحیدی که بعدها ملت شاهد آن بود از آن ناشی شد. در حالی که سلسله معصومین (علیه السلام) حقیقت توحید ناب را حفظ کردند، راه دیگر موجب تحریف مفاهیم و ضایع شدن امر نبوی شد، به گونه ای که مظلومیت حضرت زهرا (سلام الله علیها) و خشم و قبرش که در شب پنهان شده بود، بزرگترین گواه تاریخی بود که امت به آن روی آورد و به آن عهد نکرد.

سوله صرفاً یک اختلاف اداری پس از رحلت پیامبر (ص) نبود، بلکه سرآغاز آزمون پایبندی امت به نص الهی و دستور نبوی بود.